دروغ میگه...........دوسش دارم
عشق منو نداشتی
همین بهتر که بری با اون
دوستات بگردی
تو دلمو شکستی
فکر نمی کردم تو هم
اینجوری دلمو بشکنی
برو گم شو ........![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
nadoneste delamo be gharebe sepordam on gharebaro sade shemordam ghole cheshme seahesho khordam
raft az en shahr ke delamro be khon bekeshone jone mano be lan beresoone jaye dega atesh besozone nadonestam ke gharebe har chi bashe ye gharebast
ye gharebe omad az rah ba man ashena shood ba tamame khaste gehash ba man hamseda shood ye delaz mohabat gharmo basafa shood be ghorore ghozashte resedam be havaye gozashte paredam chii begaaaam nadoonestam ke gharebe harchi bashe ye gharebast
حرفی برای شنیدن داری ؟
بگو که امشب دیوانه دیوانه شدم
نگو چون دگر اثری ندارد
بگو تا شاید آرام بگیرم
نگو چون نمی خواهم آرام بمیرم
بگو تا بدانم این همه چرا باورم نکردی
نگو شاید با گفتنت از خودم دلسرد بشم
بگو که می دانی دوستت دارم
نگو چون می خواهم سال های سال فریادش بزنم
بگو که باز هم دوستم داری
نگو چون می ترسم تمام احساست را در همان جمله به پایان برسانی
چه با سکوت چه با فریاد. هر دم می گوییم:
عشق من برگرد
عشق من برگرد
عشق من برگرد
بدان فقط با همین امید زنده هستم
باورم کن
باورم کن
عشق من باورم کن
باورم کن...
بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي
ما واقعا تا چيزي رو از دست نديم قدرش رو نمي دونيم ولي در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره به دست نياريم نمي دونيم چي رو از دست داديم
اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني بر اين نيست كه او هم همين كار رو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اين طور نشد خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده
در عرض يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد در يك ساعت ميشه يكي رو دوست داشت و در يك روز ميشه عاشق شد ، ولي يك عمر طول مي كشه تا كسي رو فراموش كرد
دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن، دنبال دارايي ترو چون كم كم افول مي كنه ، دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن كرد ، كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه
دقايقي تو زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ ميشه كه مي خواي اونو از رويات بكشي بيرون و توي دنياي واقعي بغلش كني
رويايي رو ببين كه مي خواي ، جايي برو كه دوست داري ، چيزي باش كه مي خواي باشي ، چون فقط يك جون داري و يك شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي
آرزو مي كنم به اندازه ي كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي ، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي
به اندازه كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني
هميشه خودتو جاي ديگران بذار اگر حس مي كني چيزي ناراحتت مي كنه احتمالا ديگران رو هم آزار مي ده
شادترين افراد لزوما بهترين چيزها رو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو مي برن
شادي براي اونايي كه گريه مي كنن و يا صدمه مي بينن زنده است ، براي اونايي كه دنبالش مي گردن و اونايي كه امتحانش كردن ، چون فقط اينها هستن كه اهمين ديگران رو تو زندگيشون مي فهمن
عشق با يك لبخند شروع ميشه با يك بوسه رشد مي كنه و با اشك تموم مي شه ، روشنترين آينده هميشه روي گذشته فراموش شده شكل مي گيره ، نميشه تا وقتي كه دردها و رنجا رو دور نريختي توي زندگي به درستي پيش بري ،
غزل نوشت…»
غزل نوشت كسي …سهره تا كمر خم شد !
چكامه گفت …وَ روي چكاوكان كم شد !!
نوشت : « روي تو…» ، مهتاب ناگهان خنديد
نوشت : « بوسه تو…» ، آتشي مجسم شد !
نوشت :« چشم تو …» ، باران به واژه ها باريد
نوشت : « موي تو …» ، اوضاع شعر در هم شد !!…
هزار قافيه زد تا به شكل تو برسد
نشد ! …قيافه او همرديف ماتم شد !!
كه : چشم چشم ، دو ابرو ، دماغ سر بالا !
لب و دهان … « دِ نه آقا ! …شبيه آدم شد !! –
- ولي تو آدم اين قصه نيستي … خانم !
تو سيب سرخ بزرگي ! … چقدر مبهم شد !! –
- ببين ! تو مار ، تو حوا ، تو سيب سرخ مني !
تو آن دو دست نجيبي كه باغبانم شد –
- كه من دوباره به دنياي عطر كوچيدم
و در زمين تو جا پاي عشق محكم شد !
نوشت بر كف دستم « نمي شود » ، تقدير
نوشتم ، از تو نوشتم ، … وَ بعد كم كم « شد » -
- ميان آن همه خط قد كشيد ، رو آمد !
…و غم غريب ترين واژه توي عالم شد !
نگو كه : « اول راهست ، شايد آنسوتر
دوباره بطن عطش زادگاه صد غم شد !»
نترس ! غصه عقيم است ! تازه غير از اين
كه گفته بچه هر پيره زال ، رستم شد ؟!!…
بهشت من ! ولشان كن ! براي اهريمن
جهان شادي ما بدتر از جهنم شد !… »
…
نوشت و باز نوشت و… نوشت تا خود صبح !
چنان نوشت كه روي ستاره هم كم شد !!
نوشت از تو و از وزن عشق تو ، باري –
- چنان كه پشت افاعيل شعر هم خم شد !!
نوشت و باز نوشت و نوشت و باز نوشت
نوشت و باز نوشت و نوشت و باز …!…